روشنفکر مسئول به وسعت مسئولیتش از جان ، مال و آبرویش هزینه پرداخت میکند . روشنفکری تنها بیان جملات کوتاه مبهم نیست . روشنفکری اکتفا کردن به چند تا نقطه نیست . روشنفکری گرفتن ژست های مدرن و پست مدرن نیست . روشنفکری با احساس مسئولیت معنا پیدا میکند . کسی دارای فکری روشن است که به واقعیت های زمان خود واقف باشد و برای وقوف به واقعیت ها باید آن واقعیت ها را لمس کرد ، حس کرد و به آنها نزدیک شد . باید مطالعه کرد و به تحقیق پرداخت .
روشنفکر مسئول ادا در نمی آورد بلکه عمل میکند ، اصولا بی عمل ، حرف های انسان اعتباری نمی یابد . عمل با تظاهر به عمل بسیار فرق میکند . بکار گرفتن یک نماد برای نشان دادن یک باور کار خوبی است ولی حرکات نمادین تا عمل فاصله بسیار دارند . من هر روز دستبند سبزم را به دستم ببندم و در بالای کوه بایستم و دستم را بعلامت پیروزی بالا ببرم و عکسی بگیرم ودر صفحه فیس بوکم بگذارم ، قشنگ است ولی کارساز نیست .
هیچ اظهار نظری از خود نداشته باشم و در جهت تنویر افکار عمومی دست به قلم نبرم ، خطر نکنم و همواره در حاشیه امن حرکت کنم ولی مترصد فرصت باشم تا یکی چیزی بگویدو یا کاری بکند و بعد با حمله به او و مشتی طعنه و متلک و تمسخر خود نمایی کنم ، این اسمش روشنفکر بودن نیست .
روشنفکری نه به معنای منفی بافی و مخالفت با همه چیز از ازل تا ابد است ، روشنفکر مسئول به دنبال شنیدن اقوال گوناگون ، نقد و بررسی منصفانه در کمال متانت و ادب است تا نهایتا به تشخیصی درست برسد و بر اساس آن تشخیص راهنمایی کند ، روشنگری کند و راه چاره ارائه دهد . نباید بگذاریم با تفسیر غلط از روشنفکری ، سنن و آداب ملی مان ، تاریخمان ، ارزش های اخلاقی مان و هویتمان مخدوش گردد .
* حسین زمان *
در
ادامه تعاریف زیبایی از روشنفکری که توسط معلم شهید دکتر شریعتی بیان شده آورده ام
که قابل تامل است .
دکتر شریعتی
:
" روشنفکر در یک کلمه
کسی است که نسبت به “وضع انسانی” خودش درزمان و مکان تاریخی و اجتماعی ای که در آن است خود آگاهی دارد و این ” خود آگاهی ” جبرا و ضرورتا به او احساس یک مسئولیت بخشیده است ."
" روشنفکر رسالتش
رهبری کردن سیاسی جامعه نیست, رسالت روشنفکر خودآگاهی دادن به متن جامعه است, فقط و فقط همین و دیگر هیچ. اگر روشنفکر بتواند به متن جامعه خودآگاهی بدهد, از متن جامعه قهرمانانی برخواهند خواست که لیاقت رهبری کردن خود روشنفکر را هم دارند. "
صبورانه در انتظار زمان بمان !
هر چیز در زمان خودش رخ می دهد.
باغبان اگر باغش را غرق آب
کند ،
درختان خارج از فصل خود
میوه نمی دهند !
کدام دردناک تر است؟
این که پرواز را بدانی ولی اسیر باشی،
یا این که آزاد باشی و پرواز را ندانی!
این که بدانی حق داری ولی ندهند
یا این که بدهند به تو آنچه که حق نداری!
این که پر از فریاد باشی ولی گوشی نباشد
یا این که همه گوش باشند و تو حرفی نداشته باشی...
چه درونم تنهاست!
.
.
وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.
به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد
به کوران ما نگاه
جایی که گنج، "جنگ" می شود
درد همان "درد"