سعید لیلاز در اعتماد نوشت: طبیعتا هر افزایش قیمتی ناخوشایند است. هیچ مصرف کننده و تولیدکنندهای در دنیا، تمایل به افزایش قیمت هیچ کالایی ندارد.
در شرایط عادی به هیچ وجه قرار نداریم که بگوییم نان چه قسمت از هزینه این خانوارها را تشکیل میدهد، اما چون خانوارهای کمدرآمدی که معتقدم در این چند سال نیمی از قدرت خرید خود را از دست دادهاند، بخش مهمی از قدرت خرید خود را به نان اختصاص میدهند، قطعا افزایش قیمت نان ضربه سختی را به معیشت و قدرت خرید این دسته از خانوارهای ایرانی وارد خواهد ساخت. اما وقتی قیمت کالایی بالا میرود، باید بتوانیم به درستی به ریشهها و عوامل آن توجه کنیم.
واقعیت این است که با توجه به همه اتفاقاتی که طی چند سال گذشته روی داده، اگر قیمت نان افزایش پیدا نکند در عرضه نان تنها به این دلیل که کسی دیگر حاضر به پخت نان نیست، دچار مشکل میشویم. در حوزه نانواییها صرفه اقتصادی پخت نان به عنوان مشکلی بزرگ برای دولت وجود دارد که اگر دولت به مشکل نانواها هم توجه نکند، نمیتواند عرضه نان را به شکل درستی ادامه دهد. در عین حال آنهایی که انتظار دارند که دولت برای نان یارانه بپردازد -که البته بجا هم است- باید همواره به این سوال هم بتوانند پاسخ دهند که در محل درآمد یارانههای نان، به خصوص در شرایط فعلی اقتصادی، این مقدار از کجا باید تامین شود؟ کسانی که میگویند این افزایش قیمت نباید صورت میگرفت، باید پاسخ دهند که یارانه مورد نظرشان که عنوان میکنند علاوه بر کشاورزان به نانواها هم تعلق بگیرد از چه محلی تامین شود؟
پرداخت هر یارانهای در حوزه اقتصاد اصولا بد نیست. ولی هر سیاست یارانهای باید به سه سوال بتواند پاسخ دهد: چرا پرداخته میشود؟ به چه کسانی باید پرداخته شود؟ تا چه زمانی باید پرداخته شود؟ ولی در مورد «نان» به طور خاص، که پرداخت یارانه به آن کاملا توجیهپذیر است باید جواب دهیم که از چه محلی باید پرداخته شود؟ باید چه بودجهای را حذف کنیم تا دولت بتواند یارانه نان را بپردازد؟ اگر نتواند این کار را انجام دهد چه کند؟ آیا منتقدین دولت توصیه میکنند که برای پرداخت یارانه بیشتر، دولت یازدهم هم اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه کند؟