تمام هر چه که...

هر چیزی که هست ولی انگار نیست!

تمام هر چه که...

هر چیزی که هست ولی انگار نیست!

طنز: زندگی شادتر با علی مطهری کمتر!

توجه کرده اید که این علی مطهری جدیداً چقدر نافرم لوس شده است. اصولا برای همچین مجلس یکدستی وصله ای ناجورتر از این آقا عمراً بتوان پیدا کرد. فکرش را که می کنیم می بینیم این همه کوچک زاده و رسایی و حسینیان و آدم از بدو تولد ممتنع توی این مجلس داریم، حالا این یکی را نداشتیم، نمی شد؟ جدیدا اگر سری به برخی سایت ها و خبرگزاری ها زده باشید به درستی این ادعای ما پی خواهید برد که عمده مشکلات امروز مملکت از همین آقا نشأت گرفته است. در همین راستا دو پیشنهاد اساسی برای حل این معضل و بحران های ناشی از آن ارائه می دهیم:


پیشنهاد اول، درحقیقت ساده ترین پیشنهاد ممکن است! علی مطهری را حلق آویز کنیم، قول می دهیم از این به بعد احدی جرأت نکند توی هیچ اتوبانی به روی ملت اسلحه بکشد و بنگ بنگ بنگ کند. از ما گفتن! امتحانش که ضرری ندارد، یک علی مطهری کمتر، بهتر! به جایی هم بر نمی خورد، در عوض تا دلتان بخواهد، رسایی و کوچک زاده داریم. به امتحانش می ارزد.


پیشنهاد دوم، اگر احساس می شود که خشونت مورد اول کمی پایین است، برای عبرت آموزی بیشتر، می توانیم از ساطور استفاده کرده و علی مطهری را به چند قسمت مساوی شقه کنیم. به احتمال قریب به یقین بساط ویژه خواری در کشور برچیده خواهد شد. البته راندمان این مورد با تعداد شقه ها نسبت مستقیم دارد، هرچه تعداد بالاتر باشد بهتر جواب می دهد. خدا را چه دیدی، شاید یک شبه جمعیت کشور هم دو برابر شد و دشت و دمن مملکت پر شد از خانواده های بیلبوردی و شاد هفت، هشت نفره! تازه مگر نه اینکه نمایندگان وظیفه دارند برای رفع محرومیت از حوزه انتخابیه خود تلاش کنند. این آقا اگر آدم درستی بود مثل باقی نمایندگان وظیفه شناس سه، چهارتا کارت ناقابل هدیه از سعید آقا می گرفت و دست ما محرومان می داد، که نه گرفت و نه داد...


خلاصه اینکه برخی بر این باورند که با زوم کردن روی علی مطهری می توانند ذهن ما را از مسائل مهم منحرف کنند، قابل توجه این دوستان که حتی اگر از علی مطهری سالاد فصل هم درست کنید، ما به عنوان بخش کوچکی از این افکار عمومی به راحتی هرچیزی را فراموش نمی کنیم. فقط دستمان کوتاه است و به جایی نمی رسد، به قول آقا رضا مارمولک: کاش دست و بال ما را نبسته بود!


مسعود محمدی

صفحه طنزانه روزنامه قانون

23 دی ماه 1392


لیست نهایی بخش های "سودای سیمرغ" ،"نگاه نو" ،"خارج از مسابقه" اعلام شد

در پی برگزاری جلسه نهایی هیات انتخاب اسامی نهایی فیلم های بخش رقابتی و غیر رقابتی سینمای ایران  به ترتیب حروف الفبا اعلام می گردد.



هیات محترم انتخاب بر اساس آثار دیده شده به دبیر جشنواره پیشنهاد نموده است که امسال با توجه به حضور برخی آثار متفاوت که ارزش هایی تجربی در خود داشتند بخشی تحت عنوان "نوعی تجربه" به بخشهای جشنواره اضافه شود و حتی الامکان از اثر برجسته در این بخش نیز تقدیر شود.


این پیشنهاد روز گذشته مورد تصویب شورای سیاستگذاری جشنواره قرار گرفت و اسامی این مجموعه از فیلم ها نیز متعاقباً پس از هماهنگی با سازندگان آنها اعلام می شود.


بنا به همین گزارش فیلم "ماهی و گربه" اثر کارگردان محترم "شهرام مکری" با توجه به ساختار فیلم و کسب جوایز متعدد از جشنواره های بین المللی در دو بخش نمایشهای ویژه (جشنواره جشنواره ها) و نوعی تجربه به نمایش در خواهد آمد.



لیست فیلم ها در بخش های مختلف


در ادامه


  ادامه مطلب ...

6 دشمن "ستون فقرات" بدن

ستون فقرات به عنوان ستون بدن‌، ‌ نقش مهمی در سلامت جسم و روح انسان دارد.

١) شکم بزرگ:
در این حالت، چون تعادل انحنای کمری یا لوردوز به هم می‌خورد ستون مهره‌ها ناچار است انحنای مهره‌های سینه‌ای یا کیفوز را بیشتر کند و همین امر به گودی زیاد کمر، قوز پشتی و بر هم خوردن راستای قرار گرفتن سر و انحنای گردنی منجر می‌شود و درد ایجاد می‌شود.

٢) بد خوابیدن:
وقتی اصول صحیح خواب را رعایت نمی‌کنید می‌بینید که صبح روز بعد از شدت درد قادر به بلند شدن نیستید. بهتر است به پهلو بخوابید و بالش شما فاصله شانه تا سر را پر کند. اگر به پشت بخوابید، قوس گردنی شما در صورت مناسب نبودن بالش به جای تمایل به عقب، به جلو می‌آید و آرتروز گردنی و درد ایجاد می‌شود. بدون بالش خوابیدن یا بالش کوتاه همان‌قدر بد هستند که انتخاب بالش بلند. دمر هم نخوابید و اگر مجبورید یک بالش زیر شکم و لگن خود بگذارید تا گودی کمرتان زیاد نشود و محل اتصال مهره آخر کمر به باسن دردناک نشود. تشک شما نباید زیادی نرم یا زیادی سفت باشد.

٣) بغل کردن بچه‌ها:
بستن حامل‌هایی که بچه‌ها را در آن می‌گذارید به ستون مهره شما فشار می‌آورد. اگر می‌خواهید فرزندتان را بغل کنید او را به پهلو تکیه بدهید، یعنی یک پایش جلو و پای دیگر بچه عقب باشد تا وزن او به پهلویتان وارد شود.

٤) نشستن چهار زانو یا دو زانو:
وقتی چهار زانو یا دو زانو می‌نشینید باعث تخریب غضروف خود می‌شوید. روی صندلی استاندارد بنشینید و زاویه ١٢٠ درجه را رعایت کنید. قوز به جلو (زاویه کمتر از ٩٠) و یا عمود نشستن راستاها را به هم می‌زند و بدن ما سعی می‌کند به عضلات منطقه فشار بیاورد تا در حد ممکن راستاهای طبیعی را حفظ کنند و همین عامل، درد را به وجود می‌آورد. پا، باسن، پشت و کتف شما باید نقاط تماس هنگام نشستن صحیح باشند.

٥) ایستادن طولانی:
معمولا به دلیل وجود شکم برآمده در چاق‌ها و یا عضلات ضعیف کمری در لاغرها و از همه بدتر عدم رعایت اصول صحیح ایستادن، به دنبال طولانی ایستادن دردها شروع می‌شوند. وقتی می‌ایستید باید یک پا جلوتر از دیگری باشد و پای دیگر 15 سانتی‌متر بالاتر باشد تا فشار وزن‌تان عملا تقسیم شود. پاها را مرتب با حفظ همین 15سانتی‌متر از زانو خم کنید تا لوردوز کمری زیاد نشود و درد و خستگی به وجود نیاید. در بعضی مشاغل، داشتن زیرپایی الزامی است.

٦) بلند کردن جسم سنگین:
رعایت اصول بلند کردن اجسام مهم است. جسم را با دست بگیرید. یک پا اهرم و پای دیگر جلو باشد. دست‌ها به بدن چسبیده باشد و از راستای دست‌ها نیرو بگیرید نه از کمرتان.

پاسخ علی مطهری به اظهارات جواد لاریجانی

نماینده مردم تهران در مجلس طی نامه‌ای به اظهارات جواد لاریجانی در برنامه شناسنامه پاسخ گفت.
به گزارش حوزه پارلمانی خبرگزاری فارس، علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی طی نامه‌ای سرگشاده به اظهارات اخیر محمدجواد لاریجانی در برنامه شناسنامه پاسخ گفت.

«جناب آقای دکتر محمدجواد لاریجانی»

با اهداء سلام

در برنامه اخیر شناسنامه در شبکه 3 سیما مطالبی را در جواب نطق اینجانب در مجلس فرمودید که لازم است پاسخ داده شود:

 1. گفته‌اید «این نماینده محترم، فتنه را در حد یک دعوای داخلی می‌داند که این درست نیست. ماهیت فتنه یک کودتای تمام‌عیار علیه نظام بود که با مشارکت وسیع آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب همراه بود.» بهتر بود این طور می‌فرمودید که اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات در سال 88 را ما با مدیریت ضعیف خود و به دلیل به رسمیت نشناختن مقوله اعتراض مدنی، تبدیل به فتنه کردیم، آنگاه برای جمع کردن این ماجرا آن را به صورت یک کودتای تمام‌عیار علیه نظام جلوه دادیم و سپس از هر وسیله‌ای برای اثبات این ادعای خود استفاده کردیم. با پدید آمدن این زمینه که همه با هم آفریدیم البته آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب پشت سر معترضان قرار گرفتند، همان طور که ما در حد خود پشت سر حرکت‌های اعتراضی در آن کشورها قرار می‌گیریم.

2. فرموده‌اید: «کسی که وارد انتخابات می‌شود متعهد به رعایت قوانین انتخابات است. وقتی این اتفاق نمی‌افتد و قبل از پایان انتخابات یکی از نامزدها مصاحبه می‌کند و می‌گوید من رئیس‌جمهور منتخب هستم یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است.» بله، یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است ولی توجه به یک جرم بدون توجه به جرم‌هایی که مقدمه این جرم بوده و توسط طرف مقابل انجام شده است و اگر انجام نمی‌شد این جرم بزرگ نیز اتفاق نمی‌افتاد، به دور از عدالت و انصاف است.

از شما سوال می‌کنم؛ اگر از چند ماه قبل از انتخابات سال 88 بسیاری از اعضای شورای نگهبان که داور محسوب می‌شدند از یک کاندیدا حمایت نمی‌کردند، اگر بعد از مناظره کذایی عکس‌العمل مناسب از طرف مراجع قانونی مانند شورای نگهبان نشان داده می‌شد یا لااقل اجازه دفاع به هتک حرمت‌شدگان در صدا و سیما داده می‌شد، اگر بعد از شروع اعتراضات، به جای برگزاری جشن ملی برای کاندیدای پیروز، مسئله به اعلام نظر شورای نگهبان موکول می‌شد، اگر خبرگزاری وابسته به یک نهاد حکومتی ساعت 18 و 30 دقیقه روز انتخابات آقای احمدی‌نژاد را به عنوان پیروز انتخابات با 60 درصد آراء اعلام نمی‌کرد و چندین اگر دیگر، آیا در این صورت آن جرم بزرگ اتفاق می‌افتاد؟ پس ما خودمان آقای موسوی را به آن سمت هل دادیم. البته ایشان نباید تحت تاثیر آن فشارها و بی‌عدالتی‌ها اعلام پیروزی می‌کرد و به هر حال باید قانون را ملاک قرار می‌داد و فرضا حق با او بود مصلحت انقلاب و نظام اسلامی را بر حق خود مقدم می‌داشت، چنانکه علی علیه‌السلام مصلحت وحدت مسلمین و حفظ اسلام را بر حق خود مقدم داشت، ولی تحمل انسان‌ها متفاوت است.

جناب آقای محمد جواد لاریجانی

به نظر می‌رسد که جناب عالی در قضاوت درباره فتنه 88 تجاهل و تغافل می‌فرمایید. این بدیهیات را می‌دانید و خود را به ندانستن و غفلت می‌زنید و نام آن را «بصیرت» می‌گذارید. یا به قول خودتان هوا سرد است و دچار زکام سیاسی شده‌اید.

3. گفته‌اید «آقای مطهری گفت چرا رئیس قوه قضائیه فتنه را ختم نمی‌کند. این در حالی است که فتنه ختم شد و در 9 دی مُهر پایان هم به آن زده شد.» می‌پرسم اگر فتنه ختم شده است چرا در ایام 9 دی امسال همفکران شما در رسانه ملی و رسانه‌های همسو این همه جنجال و آسمان ریسمان کردند که حق با ما بود؟ معلوم است خودتان هم احساس می‌کنید که مردم همه آنچه را که به طور یک‌طرفه در این چهار سال گفته‌اید نپذیرفته‌اند. اگر فتنه ختم شده است چرا این‌قدر درباره آن سخن می‌گویید؟! سوال می‌کنم اگر فتنه ختم شده است حکم مجازات آقایان موسوی و کروبی و احمدی‌نژاد چیست و در کدام دادگاه صالح صادر شده است؟ بنابراین تکلیف فتنه مانند تکلیف بخشی از زمین‌های کشاورزی و دامداری شما برای مردم مشخص نیست و هنوز حکم آن اعلام نشده است.

اصل حرف من در نطق اخیر این بود که اگر قرار بر گذشت طرفی از تخلفات و خطاهای یکدیگر نیست، این سه نفر به طور همزمان در یک دادگاه صالح محاکمه علنی شوند، آنگاه هر حکمی صادر شود مورد اعتراض نخواهد بود چون آنها از خود دفاع کرده و حرف خود را زده‌اند ولی وضعیت فعلی عادلانه و قابل دوام نیست و باید به فکر حل مسئله و بازگشت وحدت به جامعه بود.

کسانی که زحمتی برای انقلاب نکشیده‌اند یا لااقل شاهد زحمات انقلابیون اولیه از سال 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی نبوده‌اند، اهمیت حل این مسئله را برای آینده انقلاب اسلامی درک نمی‌کنند و بر طبل تفرقه و حذف نیروهای انقلاب می‌کوبند و دائم دایره انقلاب را محدود می‌کنند. نباید این نقار و انشقاق ناخواسته و تحمیلی ادامه پیدا کند. باید ید واحد شویم و وحدت ملی را پشتوانه‌ای برای مذاکرات هسته‌ای و حل مشکلات اقتصادی قرار دهیم.

دلبستگان به انقلاب اسلامی نمی‌توانند نسبت به حل مسئله فتنه و بازگشت وحدت به جامعه بی‌تفاوت باشند. اینجانب به عنوان نماینده ملت در مجلس و فرزند شهید آیت‌الله مطهری به طریق اولی نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم، لذا ارائه طریق می‌کنم و البته تصمیم نهایی با مقامات عالی نظام و در رأس آنها رهبر گرامی انقلاب است.

امام علی علیه‌السلام درباره مسئله‌ای به ابن عباس فرمود: «بر تو است که رأی خود را به من بگویی و من درباره آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی.» همه ما باید همین حالت را داشته باشیم.

با تقدیم احترام

«علی مطهری»

وزیر ارتباطات:به من یک فرصت دو ساله بدهید

وزیر ارتباطات در صفحه خود در شبکه های اجتماعی داخلی وعده داد: تا پایان امسال سرعت اینترنت افزایش پیدا کند.


محمود واعظی که دیروز آنلاین با مخاطبانش گفت و گو می کرد، گفت: ما یک وزارتخانه ای هستیم که هرچه بستر فنی خود را بالا ببریم سرعت اینترنت بالا می رود.سرعت اینترنت با دستور بالا نمی رود. بنده خواهشم این است که ما را درک کنید و خواسته هایتان در حد 4 ماهی باشد که من به وزارتخانه آمده ام. یک فرصت دوساله به من بدهید تا مشکلات را حل کنیم. من می دانم که سرعت پایین است و قطع و وصل می شود و در حال برطرف کردن مشکل هستم.


واعظی درباره فیلترینگ و سیاست های مربوط به آن هم گفت:درباره سوالات مختلفی که در رابطه با فیلترینگ وجود دارد باید بگویم سیاست های دولت یازدهم با دولت قبلی متفاوت است. این دولت در کمیته تعیین مصادیق 6 عضو دارد. ما حتی چندین سایت فیلتر شده خارجی را بررسی کردیم و دیدیم مشکلی ندارد و حتی در ارتباط با وی چت آن را هم پیشنهاد دادیم قسمت NEAR BY را اگر کمیته معتقد است ایراد دارد فیلتر کنیم و بقیه قسمت هایش را مردم بتوانند استفاده کنند.

«قصه‌ها» پایانی بر 7 سال دوری رخشان بنی‌اعتماد از جشنواره‌ی فیلم فجر

 رخشان بنی‌اعتماد کارگردان مطرح سینمای کشورمان پس از 7 سال دوری از جشنواره فجر، با فیلم «قصه‌ها» در بخش اصلی مسابقه سینمای ایران سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت.


رخشان بنی‌اعتماد در رابطه با آخرین ساخته سینمایی اش، در متنی نوشته است: «فیلم قصه‌ها ساخته نمی‌شد مگر، به همت جمعی از خانواده سینمای ایران و حمایت "شیرین دیباج".بعد از نزدیک به سه دهه فیلمسازی هنوز شخصیت‌های فیلم‌های مستند و سینمایی‌ام برایم زنده و با آن‌ها زندگی می کنم.«قصه‌ها» برگشت دوباره به شخصیت‌های فیلم‌های قبلی‌ام در شرایط امروز است. گرچه فیلم «قصه‌ها» روایتی کاملاً مستقل دارد، اما برای خود من و کسانی که فیلم‌های قبلی‌ام را دیده‌اند، مروری بر سرنوشت آدم‌ها و شرایط اجتماعی سه دهه گذشته است.



به گزارش سینمانگار، در فیلم «قصه‌ها» جمعی از بازیگران مطرح سینمای کشورمان حضور دارند، که به ترتیب الفبا، عبارتنداز: گلاب آدینه، صابر ابر، فرهاد اصلانی، نگار جواهریان، بابک حمیدیان، بهاره دانشگر، ریما رامین‌فر، حبیب رضایی، عاطفه رضوی، مهراوه شریفی‌نیا، خسرو شهراز، فوژان عارف‌پور، محمدرضا فروتن، شاهرخ فروتنیان، باران کوثری، پیمان معادی، فاطمه معتمدآریا، حسن معجونی، مهدی هاشمی.


در خلاصه فیلمنامه «قصه‌ها» آمده است:  قصه‌ها گذر به هفت موقعیت از زندگی آدم‌هایی است که در شرایطی شبیه به بسیاری از ما و آدم‌های دیگر جامعه، روزگار می گذرانند.



صدا و سیما؛ بازوی تبلیغاتی یک گروه اقلیت؟

سایت الف نوشت :در خبرها آمده بود که بینندگان برنامه های ماهواره ای در ایران نسبت به گذشته به یک رکورد حیرت انگیزی رسیده و از یک درصد بیننده به مرز هفتاد درصد صعود کرده.


سئوالی که به ذهن هر شنونده ای خطور می کند این است که علت اصلی این اتفاق چیست؟ گرچه می شود دلایل گوناگونی برای این مسئله یافت ولی به جرئت می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل اصلی و شاید اصلی ترین عامل رفتار و شیوه ی مدیریت و سیاست های یک سویه و یک طرفه و مردم گریزانه ی صداوسیماست. صدا و سیما که با پول مردم و از جیب بیت المال اداره می شود و قرار بر این بوده و هست که رسانه ی همه ی مردم ایران باشد و به قول خود رسانه ای ملی باشد در چند سال اخیر به بازوی تبلیغاتی و جناحی و سیاسی و رسانه ای یگ گروه اقلیت در ایران تنزل یافته و مبلغ دیدگاه های یک اندیشه سیاسی که فقط به حذف دیگران می اندیشد مبدل شده است.


هیچ گزارش یا خبری نیست که در آن صدا و سیما جانبدار تفکر و رفتار و کردار روش های افراطی و حذفی کسانی نباشد که فقط خود را حق مطلق می دانند و دیگران همه باطل و غیر خودی می باشند.


بسیاری از برنامه های صدا و سیما به جای ایجاد وحدت ملی و همدلی عامل تفرقه و کینه و نفرت و جدایی مردم از یکدیگر شده است. به راستی برنامه های یکسویه و بمباران تبلیغاتی صدا و سیما در جریان برنامه های مراسم روز نهم دی باعث تحکیم وحدت ملی شده است یا تفرقه و تازه کردن اختلافات و کینه ها؟ کافیست یک نظرسنجی از مردم شود تا مشخص شود که مردم تا چه حد با این برنامه های یکسویه موافق بوده اند یا خیر؟


صداو سیما بدون کوچکترین حق اعتراض یا پاسخگویی به دیگران و منتقدین خود و سیاست های خود فقط و فقط یک مسیر را می رود و آن تحکیم پایه های یک اقلیت افراطی که در انتخابات اخیر نیز شکست سنگینی خورد و نامزد مورد نظر آنان با تمام رانت ها نتوانست بیشتر از چهار میلیون رای کسب کند.


صدا و سیما حتی با زنان این مرز و بوم نیز برخورد ابزاری می کند. وقتی که قرار باشد از زنان بدحجاب و بی حجاب انتقاد شود صدا و سیما در صف نخست منتقدین ای گونه پوشش زنان است و وقتی قرار است انتخاباتی برگزار شود و یا راهپیمایی انجام شود همین زنان بدحجاب به یک باره غسل تعمید داده می شوند و آنان در صدر اخبار صدا و سیما قرار می گیرند.


صدا و سیما کوچکترین خبر قتل یا ضرب و شتم و یا ستمی را در گوشه ای از اروپا یا آمریکا بر هر شهروند غربی پیاپی گزارش و خبر از آنان پخش می کند و در سوگ عدالت و آزادی و انسانیت اشک ها می ریزد ولی چه خبرهای تکان دهنده که در بیخ گوش صدا وسیما رخ می دهد و مردم به قول صدا و سیما رشید و بزرگ ایران نباید از آن خبری از تلوزیون خود کسب کنند.


اینجاست که تنها یک راه می ماند و آن هم پناه بردن به رسانه های بیرون از مرزهای کشور و کسب اطلاع از شبکه های ماهواره ای خارج از کشور. وقتی صدا و سیما این گونه مردم را به تمسخر و بازی گرفته و چونان کودکان با آنان برخورد می کند راهی جز پناه بردن به این شبکه ها برای کسب خبر نیست. بدین صورت است که آقای ضرغامی و تیم همراه او باید به مردم و بیت المال مردم پاسخگو باشند که با این امانت چه کرده اند؟ آیا می توانند در دادگاه عدل الهی پاسخگوی این عملکرد خود باشند و یا این که با توجیهات گوناگون از پاسخ گویی شانه خالی می کنند اگرچه در دادگاه عدل الهی نمی شود از چنگ عدالت گریخت.


پایان 2 سال ممنوع‌الکاری: بازگشت باران کوثری به فجر

فیلم سینمایی "عصبانی نیستم" ساخته رضا درمیشیان در مراحل پایانی صداگذاری قرار دارد. 
این فیلم که دومین ساخته بلند سینمایی رضا درمیشیان است هم اکنون توسط محمدرضا دلپاک در استودیو مون در مراحل پایانی صداگذاری قرار دارد. احتمالا بر اساس فضای فیلم موسیقی آن نیز انتخابی است. 

"عصبانی نیستم" در بخش سودای سیمرغ سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور دارد. 

"عصبانی نیستم!" داستانی اجتماعی دارد و تمام صحنه های آن در تهران و در بیش از 60 لوکیشن مختلف از شمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه تهران صورت گرفته است. این فیلم از تولیدات مستقل سینمای ایران است.


این فیلم اجتماعی همچنین نخستین حضور سینمایی باران کوثری پس از دو سال ممنوع الکاری است. این بازیگر که آخرین حضورش در فیلم سینمایی "بغض" بود، برای دومین بار پس از بغض" مقابل دوربین درمیشیان رفته است.

نکته جالب این که بقیه بازیگران "عصبانی نیستم!" همه تئاتری و از میان بازیگران تئاتر انتخاب شده اند. "بغض" فیلم قبلی درمیشیان در ششمین جشن منتقدان برنده سه جایزه بهترین کارگردانی اول، بهترین تدوین و بهترین فیلمبرداری شده بود و در بیش از پانزده  فستیوال جهانی به نمایش درآمده است.

فهرست عوامل این فیلم عبارتند از نویسنده فیلمنامه و کارگردان: رضادرمیشیان، طراح صحنه و لباس: باران کوثری، مدیرتولید: مهدی بدرلو، فیلمبردار:‌ علی اظهری، صدابردار: نظام الدین کیایی، طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: پدرام علیزاده، منشی صحنه: سیما مبارک شاهی، دستیار اول فیلمبردار: منصورظهوری، عکس: محمد بدرلو، مجری گریم: نوید میرکیانی، مدیر تدارکات: علیرضا همت عبیری، دستیار دوم فیلمبردار: محمدرضا رسولی، دستیار صدا: حسام مژدهی نیا، دستیاران صحنه و لباس: سمانه حسینی، داود ونداده، علیرضا خلفی، گروه تدارکات: آرش نوری، سعید سجودی، علی بهرام، خدمات: پدرام نامی پاشاکی، سینه موبیل: حمید حاتمی،  امور مالی: علیرضا سبزوی، حمل و نقل: عبدالله صدیقی، جواد نظری، عباس زینلی، محسن رمضانی، تهیه کننده: رضا درمیشیان.

باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، امیررضامیرآقا ، تینو صالحی، رضا کولغانی، وحیدقاضی زاهدی، عباس جمالی، امین میری ،مرجان قمری،  سجاد تابش، احمد یاوری، پژمان کاشفی ، محمد کارت، میناکریمی جبلی، حامد شیخی، مهران میرزایی، اکبر لطیفی، سام رجبی، شیما بختیاری، کیارش خداشناس، مهدی رودافشانی، جواد جوینده میرزا و...

در خلاصه داستان فیلم آمده است: خـرداد1392: نوید و ستاره در تهران زندگی می کنند...

یادداشت:پس دولت چکاره است؟

دولت باید برای من به‌عنوان یک لیسانسه کار پیدا کند؛ دولت باید جلوی نابودی جنگل‌ها را بگیرد؛ دولت باید جلوی رشوه‌خواری در ادارات را بگیرد؛ دولت باید معضل ترافیک را برطرف کند؛ دولت باید آلودگی هوای تهران را از بین ببرد؛ دولت باید نیاز به ویزا گرفتن برای رفتن به کشورهای دیگر را لغو کند؛ دولت باید اجناس باکیفیت در بازار عرضه کند؛ دولت باید... دولت باید... دولت باید... .


اینها تنها چند نمونه انگشت‌شمار از انتظارات ما از دولت (به نمایندگی از نظام حاکم) است. ما بیش از حد دولتی (و در واقع وابسته به دولت) شده‌ایم. انتظار داریم هر گرهی، حتی اگر خودمان خِفت‌اش کرده باشیم را، دولت از زندگی‌مان باز کند. همین نمونه‌های بالا را نگاه کنیم. امروزه در هر خانه‌ای دست‌کم 4-3 نفر دارای تحصیلات دانشگاهی پیدا می‌شود. حتی بسیاری از پدر و مادرها هم این روزها به فکر گرفتن مدرک دانشگاهی افتاده‌اند. این جمله را از زبان پدر و مادران بسیاری شنیده‌ایم که «من دو تا بچه لیسانسه بیکار توی خونه دارم» و این را به‌عنوان نقد به دولت وارد می‌کنند که چرا برای تحصیلکرده‌ها بستر کار فراهم نمی‌کند؟ از نظر این افراد، هر کسی که لیسانس گرفت حتماً باید یک میز کار در اداره داشته باشد که آبدارچی ساعتی یکبار برایش چای تازه‌دم بیاورد. فارغ از اینکه آیا دولت متعهد به فراهم ساختن چنین شغلی برای همه تحصیلکرده‌هاست؟ باید پرسید واقعاً چند درصد از مدارکی که این روزها از دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی صادر می‌شود، معتبر است؟ چند درصد از این دانش‌آموختگان دارای سواد لازم به اندازه یک «کارشناس» در زمینه مدرک‌شان هستند؟ و اگر پاسخ بدهند که «پس چرا دولت به این همه دانشگاه و موسسه غیرمعتبر مجوز فعالیت داده است؟»، باید دید در برابر خیل عظیمی از افراد ضعیف از نظر علمی که راهی تاجیکستان، ارمنستان، آذربایجان و دیگر کشورها می‌شدند تا به قیمت خروج میزان قابل توجهی ارز، مدرکی بی‌اعتبار دست و پا کنند، دولت چه باید می‌کرد؟ اتفاقاً به یقین می‌گویم بیشتر موسسات آموزش عالی کوچک در ایران، همچنان مدارک‌شان ارزشمندتر از بسیاری از دانشگاه‌های به اصطلاح خارجی است. اما ای کاش ما این همه ولع گرفتن مدرک دانشگاهی نشان نمی‌دادیم تا دولت هم این همه موسسه و دانشگاه غیرمعتبر راه‌اندازی نمی‌کرد.انتظار داریم دولت جلوی نابودی جنگل‌ها را بگیرد؛ آن وقت خودمان جنگل را تخریب می‌کنیم تا به‌صورت پنهانی خانه‌ای درون آن بسازیم. یا خانه‌هایی که بدون مجوز درون جنگل ساخته شده‌اند را می‌خریم به این امید که مبلغی بیشتر از حد معمول بپردازیم و سند خانه را تحویل بگیریم. یا خانه‌ای نزدیک جنگل می‌خریم و بعد با تخریب جنگل و افزودن آن به فضای خانه‌مان، به حریم جنگل تجاوز می‌کنیم.


انتظار داریم دولت جلوی رشوه‌خواری در دستگاه‌های دولتی و ادارات را بگیرد؛ اما همین که خودمان به کوچکترین مشکلی در ادارات برخورد کردیم، برای آنکه کار را از طریق قانونی‌اش که به نظر زمانبر است پیش نبریم، دست‌مان را ابتدا توی جیب کرده و بعد می‌بریم زیر میز آقای مدیر. و این کار را آنقدر تکرار کرده‌ایم که تبدیل به هنجار شده است. بگذریم مواقعی که برای دور زدن قانون و انجام کار غیرقانونی، متوسل به «زیرمیزی» می‌شویم.انتظار داریم دولت معضل ترافیک و آلودگی هوا را برطرف کند؛ اما حاضر نیستیم از خانه تا محل کارمان را با تاکسی، اتوبوس واحد و بی‌.آر.تی، مترو و... برویم. حتماً باید تک‌سرنشینه توی خودروی خودمان لم بدهیم تا محل کار یا بازار یا دانشگاه و... .


انتظار داریم دولت ویزای دیگر کشورها را لغو کند برایمان؛ اما همین که پایمان وارد خاک دیگر کشورها شد، فراموش می‌کنیم که ما نماینده مردم ایران هستیم و آنقدر رفتارهای دور از شأن نشان می‌دهیم که از روی همین رفتارها در برخی از کشورها به راحتی شناسایی‌مان می‌کنند (بگذریم از صدها نفری که در زندان‌های دیگر کشورها به جرم حمل مواد مخدر یا دیگر جرائم، در بازداشت به سر می‌برند).انتظار داریم دولت اجناس باکیفیت به بازار روانه کند؛ اما خودمان به کارخانه‌های چینی سفارش می‌دهیم تا اجناس تقلبی با بنجل‌ترین مواد اولیه برایمان بسازند و در این راه آنچنان زیاده‌روی می‌کنیم که چینی‌ها از این همه خصلت «وطن‌پرستی»مان شگفت‌زده می‌شوند و در کتاب‌ها و نشریات‌شان در این‌باره خاطرات «چگونه ایرانی‌ها آنها را پولدار کردند» را می‌نویسند.


البته سیستمی که خودش تلاش دارد هر روز چاق‌تر شود و برخلاف اصل 44، خصوصی‌سازی‌اش هم نوعی دیگر از دولتی شدن پنهان باشد، طبیعی است که با چنین انتظارات و بحث‌هایی روبه‌رو شود، بنابراین نمی‌تواند دفاعی از خود داشته باشد. اما واقعاً آیا ما کنشگران منفعلی هستیم که باید به انتظار دولت بنشینیم تا همه مشکلات‌مان را برطرف کند؟ یا آنکه خودمان می‌توانیم با ملاحظه و خویشتنداری بیشتر، مانع به وجود آمدن بسیاری از این مشکلات شویم؟


به قلم : امیر هاشمی مقدم 

چاپ شده در روزنامه قانون - شنبه 21 دی 1392



تولید برق از گام های دانش‌آموزان

محققان انگلیسی با نصب کاشی‌های هوشمند در راهروی مدارس، انرژی تولید شده توسط گام‌های دانش‌آموزان را به انرژی الکتریسیته تبدیل می‌کنند.

به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، فناوری توسعه یافته توسط محققان شرکت انگلیسی Pavegen System، تبدیل انرژی حاصل از راه رفتن به انرژی الکتریسیته بوسیله کاشی‌های هوشمند است.

سیستم Pavegen‌ نمونه‌ای از یک ایده ساده برای تولید انرژی پاک محسوب می‌شود که در سطح معابر یا اماکن پر تردد نصب شده و انرژی حاصل از گام‌های عابران را به برق تبدیل می‌کند.

کف پوش‌های این سیستم در بین آسفالت خیابان تعبیه شده و انرژی جنبشی راه رفتن، دویدن یا پریدن عابران پیاده را به انرژی الکتریسیته تبدیل می‌کند؛ برق تولید شده نیز برای روشنایی لامپ‌های خیابان و تابلوهای تبلیغاتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

محدودیت اصلی این فناوری، تولید میزان وات کم انرژی الکتریسیته است و میزان انرژی قابل ذخیره بستگی به قدرت راه رفتن افراد دارد؛ بطور میانگین انرژی ذخیره شده از هر گام، معادل تأمین 30 ثانیه نور برای یک لامپ ال‌ای‌دی خیابان است.

محققان این شرکت، راهروهای مدرسه‌ای در کانتربری را به کاشی‌های هوشمند مجهز کردند که انرژی حاصل از گام‌های دانش‌آموزان را در خود ذخیره و به انرژی برق تبدیل می‌کند.

انرژی برق تولید شده برای تأمین روشنایی راهروهای مدرسه و شارژ دستگاه‌های الکتریکی مورد استفاده قرار می‌گیرد که به کاهش هزینه‌های برق کمک می‌کند.

هر قطعه از کاشی‌های هوشمند Pavegen System با قیمت 76 دلار عرضه می‌شود.

طنز : زنده‌ باد بنزین وطن!


متأسفانه دولت روحانی در پوشش تدبیر و امید و با شعارهای قشنگ و حرف‌های احساسی دارد دستی‌دستی کشور را به ورطه وابستگی به غرب می‌افکند و با این کار دستاوردهای گذشته را پایمال می‌کند. نمونه‌اش تصمیم جدید دولت به ظاهر مدبر در وارد کردن بنزین از خارج است، آن هم در حالی که کشور عزیزمان در تولید بنزین خودکفا شده است و الآن علاوه بر پالایشگاه‌ها برخی دختران در آشپزخانه خانه‌ها هم بنزین تولید می‌کنند. اما دولت به ظاهر امید، با سیاه‌نمایی علیه بنزین تولیدشده در داخل کشور سعی می‌کند آن را بی‌کیفیت معرفی کند و عامل اصلی آلودگی هوای کلان‌شهرها بداند. متأسفانه خبرگزاری ایسنا هم با انتشار عکسی از فراز توچال سعی در نگران کردن مردم تهران و همراهی با شبکه‌های معاند دارد.


این اقدامات در حالی صورت می‌گیرد که مردم حاضرند بنزین بی‌کیفیت تولید داخل را مصرف کنند و هزار درد و مرض بگیرند، اما زیر بیرق اجنبی نروند. آن‌هایی که عکس تهران را از فراز توچال منتشر می‌کنند، بدانند که مردم هوای آلوده وطن را به هوای پاک اروپا ترجیح می‌دهند و حتا لحظه‌ای فکر خروج از کشور به ذهن‌شان نمی‌رسد.


دولت آقای روحانی هم که این روزها شمشیر را از رو بسته است و دوست‌داران وطن را تندرو معرفی می‌کند و فعالان اقتصادی وطن‌پرست را مفسد می‌نامد، بداند که نمی‌تواند هر کاری که می‌خواهد بکند و بنزین از خارج وارد کند. این دولت اگر به حال خود رها بشود، حتما می‌خواهد مسؤولین گذشته را به جرم تولید و استفاده از بنزین ساخت پالایشگاه‌ها و بیمار کردن مردم به دادگاه فرمایشی بکشد. اما روحانی بداند این مردم همچنان در جبهه پایداری خواهند ماند و رایحه خوش خدمات‌رسانی را فراموش نخواهند کرد. ان‌شا‌ءالله مردم به‌زودی و در انتخابات مجلس آینده باز هم به بنزین پالایشگاهی رأی خواهند داد و برای چند سال عمر بیش‌تر، خفت دست‌بوسی استکبار را تحمل نخواهند کرد. زنده‌ باد بنزین وطن!

باقی بقای‌تان!



خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) - طنز روز

رضا ساکی



عکس‌های آلودگی هوای تهران از فراز توچال

شوربختانه باید گفت آلودگی هوا دیگر به بخش جدانشدنی زندگی پایتخت‌نشینان تبدیل شده و در هر جای تهران که ایستاده باشید شاهد هوای خاکستری آن خواهید بود؛ هوایی که بنا بر اعلام سازمان جهانی بهداشت یکی از متهمان اصلی افزایش ابتلا به بیماری سرطان محسوب می‌شود.


در حالی که شهر تهران به دلیل محصورشدن در میان کو‌ه‌ها و قرارگرفتن در گودی، قدرت خودپالایی کمتری نسبت به سایر شهرهای کشور دارد، گسترش شهرک‌ها در قسمت شمال غربی پایتخت که تنها مسیر جریان باد و حرکت آلاینده‌ها از هوا محسوب می‌شد نیز مشکل را دوچندان کرده است.

افزایش جمعیت و در پی آن توسعه ساختمان‌سازی و افزایش تردد خودروهایی که نه سوخت استاندارد استفاده می‌کنند و نه خودشان مطابق با استانداردها تولید شده‌اند، از عوامل مهمی هستند که شهر تهران را به شکل یک جزیره آلودگی در آورده‌اند.

عکس زیر تصویری است که توسط "احسان بیگی" خبرنگار ایسنا از فراز توچال گرفته شده و به خوبی نشانگر وضعیت آلودگی هوای پایتخت است؛ شهری که زیر مه غلیط سیاهی گم شده است.


در زمستان هم آب کافی بنوشید

وقتی زمستان است و هوا سرد، کمتر احساس تشنگی می‌کنید و مانند تابستان هم عرق نمی‌ریزید. اما باید بدانید که بدن ما با همین تنفس هم آب از دست می‌دهد.


برای همین هم بدن مجبور است در فصل سرما سخت کار کند تا هوای تنفسی‌اش را گرم‌و‌مرطوب کند. برای همین هم امکان دهیدراته شدن (از بین رفتن آب بدن) دور از ذهن نیست. باید بدانید که از بین رفتن آب بدن نیز می‌تواند باعث سرمازدگی یا خستگی شود. در این فصل نه تنها ورزشکاران در معرض کم آبی قرار می‌گیرند بلکه امکان دارد بدن همه‌ افرادی که در خانه یا محل کارشان در فضای بسته قرار دارند نیز دهیدراته شود.برای همین لازم است در زمستان هم به اندازه‌ کافی آب بنوشید.


مصرف میوه و سبزیجات سرشار از آب را فراموش نکنید. مصرف سوپ‌ها‌و‌خورش‌های کم کالری نیز جزو راه‌های تامین آب بدن هستند. اگر آب خالی دوست ندارید در آن مقداری آب لیموترش، پرتقال یا خیار بچکانید.

یادداشت: مجلسی که تصمیم دارد قانع نشود!

روز گذشته ، مجلس شورای اسلامی از توضیحات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پاسخ به سؤالات حمید رسایی، قانع نشد و بدین ترتیب ، یک کارت زرد به علی جنتی داده شد. طبق آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، اگر وزیری سه بار کارت زرد بگیرد ، استیضاح می شود.


اگر کسی بدون آن که متن سوال و جواب را بداند، خبر عدم اقناع مجلس در خصوص پاسخ های وزیر را بشنود، قاعدتاً چنین می گوید که لابد مسأله مهمی در بین بوده که یک مجلس ، یک وزیر را احضار کرده و وقت و جلسه گذاشته و رأی گیری کرده و خلاصه بعد از طی مراحل مختلف، "یک سوم رأی اعتماد داده شده" را از او سلب کرده است.

اما آیا در عمل این گونه بوده است؟ 
سوال از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مختصراً دو بخش داشت:
« - چرا تک خوانی زنان را مجاز دانسته اید؟
- چرا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته از توقیف روزنامه "بهار" متأسف است؟ »

لبّ پاسخ های وزیر نیز چنین بوده است:
« - ما به هیچ خانمی مجوز تک خوانی نداده ایم و آن عکسی هم که پخش کرده اند ، مربوط به خارج است. اگر کسی یک مجوز از ما دارد که چنین اجازه ای داده ایم ، ارائه کند.
من گفته ام در فتاوای علما نیز قید این است که تک خوانی و جمع‌خوانی هیچ فرقی ندارد. مهم این است که مفسده‌انگیز نباشد. البته برخی از رسانه‌ها تلاش کردند که قسمت دوم را حذف کرده و تنها بگویند که تک خوانی اشکالی ندارد. این در حالی است که آنچه مشهور است قید مفسده‌انگیز است.
- درباره روزنامه بهار ، وظیفه قانونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این بود که پرونده را به هیأت نظارت بر مطبوعات ارسال کند که این کار را انجام داد و هیأت نیز رأی به توقیف "بهار" داد.بنده برای این موضوع اظهار تاسف کردم که نباید به سمت توقیف روزنامه‌ها رفت. چون راه‌های دیگری همچون تذکر شفاهی، کتبی و ارجاع به دادگاه و در نهایت توقیف و لغو پروانه وجود دارد. هنر این نیست که بلافاصله روزنامه‌ای را توقیف کنیم بلکه باید تا آنجایی که می‌توان موارد دیگر را اعمال کرد. »

حال ، هر گرایش سیاسی که دارید کنار بگذارید و تنها با وجدان و انصاف خود به سوال و جواب ها بنگرید.


عکسی پخش می کنند که زنی در حال تک خوانی است و می گویند وزارت ارشاد به او مجوز داده ولی کاشف به عمل می آید که عکس در خارج از کشور گرفته شده است.

از وزیر ارشاد درباره تک خوانی زنان سوال می کنند و او ، نظرات مراجع تقلید در این باره را بیان می کند.

بعد می گویند تو چرا از توقیف یک روزنامه ابراز تأسف کردی؟

واقعاً انتظار داشتند وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیاید و از این که در کشور یک روزنامه توقیف شده ، ابراز خوشحالی و مسرت کند؟ وظیفه قانونی وزیر این بوده که پرونده را به هیأت نظارت بفرستد که فرستاد و اتفاقاً نشریه هم توقیف شده است. وزیر هم در کنار عمل به این وظیفه قانونی ، نظر شخصی اش را گفته است که اتفاقاً بسیار هم متین بوده است. 

سوال اینجاست که مجلس باید عملکرد وزیر را با قانون تطابق دهد و در صورت عدم تطابق برخورد نماید یا این که به فکر افراد هم کار دارند؟ مگر در اینجا وزیر به وظیفه قانونی اش به طور کامل عمل نکرده است؟


واقع مطلب این است که جریانی در مجلس است که به "بهانه" نظارت ، رسماً وارد فاز لجاجت شده است. این هایی که امروز به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گیر می دهند که چرا جمله ای مبنی بر اظهار تأسف از توقیف یک روزنامه گفتی؟ همان هایی هستند که در برابر هزاران جمله عجیب و غریب و بعضاً دروغ های دولت قبلی، سکوت می کردند و در برابر اقدامات مخرب دولتمردان سابق "صمٌ بکم" بودند و حتی در تأیید خرابکاری ها از یکدیگر سبقت می گرفتند! حالا همان ها ، آنقدر حس نظارت شان گل کرده که فکر می کنند باید به خاطر این که یک وزیر در کنار انجام وظیفه اش - که انجام هم داده - از توقیف یک روزنامه ابراز تأسف کرده ، باید به او کارت زرد بدهند و به استیضاح نزدیکش کنند!

به همین دلیل است که تا کنون که تنها چند ماه از عمر دولت گذشته، به سه وزیر به بهانه هایی یکی نازل تر از دیگری ، کارت زرد داده اند.


مجلسی ها بدانند که "مردم دارند آنها را می بینند و می فهمند که چه خبر است" ؛ این را هم متوجه باشند که ادامه این کارهای حقیرانه ، تنها به لوث شدن ابزار نظارتی مجلس می انجامد به طوری که اگر فردا ، به دلیلی موجه نیز از این ابزار استفاده کنند ، دیگر کارایی سابق را نخواهد داشت.

می گویند حفظ حرمت امامزاده با متولی آن است ؛ مجلسیان نیز حرمت "خانه ملت" را نگه دارند ؛ همین!


منبع: عصرایران ؛ جعفر محمدی



بازیگران پرکار جشنواره‌ی فیلم فجر سی و دوم

بابک حمیدیان با بازی در 4 فیلم پرکارترین بازیگر این دوره از جشنواره‌ی فیلم فجر است.

به گزارش ایسنا، حمیدیان با فیلم‌های «چ»، «پنجاه قدم آخر»، «رستاخیز» و «قصه‌ها» که در بخش اصلی جشنواره سی و دوم فیلم فجر حضور دارند‌ و همچنین «با دیگران» که در بخش فیلم‌های اول به نمایش درخواهد آمد، بازیگر پرکار این دوره است و پس از آن ساعد سهیلی هم با فیلم‌های «متروپل»، «همه چیز برای فروش»، «کلاشینکف» و «عطر آهن» بازیگر چهار فیلمه‌ی جشنواره‌ی پیش‌رو است.

محمدرضا فروتن‌ بازیگر سه فیلمه جشنواره است که «طبقه حساس»، «متروپل» و «قصه‌ها» را در بخش اصلی دارد.


در میان بازیگران زن 9 بازیگر با دو فیلم حضور دارند. نیکی کریمی با فیلم‌های «تمشک» و «زندگی جای دیگری است»، سهیلا گلستانی با «امروز» و«میهمان‌داریم» ‌، مریلا زارعی‌ با «چ» و «همه چیز برای فروش»، هانیه توسلی با «خط ویژه» و «مردن به وقت شهریور»، یکتا ناصر با «زندگی جای دیگری است » و «گنجشکک اشی مشی»، پانته‌آ بهرام با «طبقه حساس» و «بیگانه»،‌ شقایق فراهانی با «رستاخیز» و «متروپل» ،‌ مهناز افشار با «متروپل» و «بیگانه» و باران کوثری با «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» بازیگران زن پرکار این دوره جشنواره فیلم فجر هستند.


بقیه در ادامه

 
ادامه مطلب ...